ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى
مقدمه 18
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى )
جمال و كمال ، خطاب و تعريف و تشريف به نظارهء آن مگس نرفت « 1 » ، بل از او به عسل مصفى قانع گشت « 2 » و همهء گزيدگان به حكم كرم نزديك كرم پيله نرفتند « 3 » ، از او به لطف ابريشم بسنده كردند ، و همهء بزرگان و اهل عشرت گل بهار را طلبيدند ، و خار را خوار بگذاشتند . و جملهء بازرگانان طالب آن بوى خونى كه در ناف آهوست كه در آن صنع « 4 » احديت است شدهاند ، اگر هرگز آهو را نبينند روا دارند . شعر و ان تفق الانام و انت منهم * فان المسك بعض دم الغزال ] « 5 » اگر بيند رأى پادشاه جهانگير جوانبخت اين عمل قناعت بر بنده تقرير فرمايد ، و او را از جامه خانهء فضل خلعت عفو « 6 » پوشاند ، تا در زاويهء وحدت روزگار گذراند ، مگر شركت او با ابو ذر « 7 » در طريق وحدت درست آيد « 8 » ، چنانك منهى عالم غيب مىفرمايد : « رحم اللّه ابا ذر يعيش « 9 » وحده ، و يموت وحده ، و يبعث يوم القيامة وحده » از آنكه « 10 » علماء شريعت و امناء طريقت متفقاند كه « الضدان لا يجتمعان » يلداى ليل را نهار بهار نتوان ديد ، و كفر نديم ايمان « 11 » نشايد ، و ظلمت قرين نور نزيبد . در بارگاه شاه نوبرده « 12 » جلوه نداند كرد « 13 » بساط نور جمال حور را شايد . ( و نهنگ گنگ با دل تنگ و پاى لنگ بر بساط هفت رنگ امير گنگ رقاصى نتواند كرد ، هزار دستان اگر ) هزار دستان از بر
--> ( 1 ) - ط : به ديدار زنبور فريفته نشد ( 2 ) - ط . ن : قناعت كرد ، قانع شد ( 3 ) - و هيچ زيرك از روى كرم به نظاره كرم پيله نرفت ( 4 ) - ه : موضع ( 5 ) - آنچه ميان دو قلاب است در ن نيست ه ، ج : الغزالى ( 6 ) - آ . ه : عفو خلعت استغفار 17 - آ . ه : ارزانى دارد ( 7 ) - اصل : مگر ابو ذر رضى اللّه عنه شرك وحدت - ك ، ه مگر ابو ذر شرك وحدت - ك . ن . مگر شركت او با ابو ذر ( 8 ) - ك : درست تواند آمد كما كل اشار اليه النبى صلى اللّه عليه و سلم حيث قال - ن ط : درست آيد حيث قال النبى عليه السلام ( 9 ) - تعيش ( 10 ) - ك : زيرا كه ط : زيرا كه همه ( 11 ) - ك : اسلام ( 12 ) - ن : پادشاه نوبرده - هيچ شاه نوبرده - آه ه شاه نوبرده بوده ( 13 ) - آ . ه : نتواند كرد - ك : پردهدارى نتواند - ن : پردهدارى نكرد .